افشای پروژه بلعیدن منطقه
اظهارات جنجالی سفیر آمریکا در اسرائیل درباره «نیل تا فرات»، بخشی از ذهنیت حاکم در تلآویو و برخی محافل واشنگتن را آشکار کرد
جمله جنجالی سفیر آمریکا در اسرائیل درباره «قابل قبول بودن سیطره اسرائیل از نیل تا فرات» حرف بخشی از ذهنیت حاکم در تلآویو و برخی محافل واشنگتن را عیان کرد. ذهنیتی که اگر عادیسازی شود، میتواند ثبات امنیتی خاورمیانه را بیش از پیش به هم بزند. واکنش تند کشورهای عربی و اسلامی به این موضعگیری، شکافی میان آمریکا و شرکای منطقهایاش را آشکار کرد؛ شکافی که هرچند لزوماً پایدار نیست، اما برای ایران فرصتی فراهم میکند تا هم روایت مسلط درباره منبع بیثباتی منطقه را به چالش بکشد و هم هزینه تهدیدسازی علیه خود را بالا ببرد.
لغزش فردی یا سیگنال ساختاری؟
برخی در رسانهها اینطور تحلیل کردند که جمله سفیر آمریکا در اسرائیل شاید صرفاً نظر شخصی او بوده باشد.
برای این که بفهمیم یک موضعگیری لغزش فردی است یا سیگنال ساختاری ، معمولاً به سه نشانه توجه میشود: آیا این ادبیات در گفتههای دیگر مقامهای همسو هم تکرار میشود؟ دولت مرکزی سریع آن را اصلاح میکند یا سکوت میکند؟ و آیا این موضعگیری با تحولات میدانی همزمان است یا نه. اظهارات سفیر آمریکا بهتنهایی لزوماً موضع رسمی واشنگتن محسوب نمیشود؛ اما وقتی اصلاح روشنی از سوی دولت آمریکا صورت نمیگیرد، این حرف از یک لغزش شخصی فراتر میرود و به نشانهای از یک گرایش ذهنی در بخشی از شبکه تصمیمسازی آمریکا تبدیل میشود. این گرایش، ریشه در پیوندهای ایدئولوژیک جریانهای انجیلی–صهیونیستی دارد که در بزنگاههای سیاستگذاری، روایتهای افراطی درباره نقش و جایگاه اسرائیل در منطقه تولید میکنند. خطر اصلی این نوع مواضع، نه اجرای عملی ایده «نیل تا فرات»، بلکه عادیشدن ادبیات الحاق و توسعهطلبی در گفتار رسمی است.
شکاف آمریکا–اعراب؛ تاکتیک اعتراضی یا واگرایی راهبردی؟
بیانیههای تند عربستان، مصر، اردن و مجموعهای از کشورهای عربی و اسلامی، بیش از آنکه نشانه یک واگرایی پایدار با آمریکا باشد، یک اعتراض تاکتیکی به عبور از خطوط قرمز نمادین حاکمیت ملی و تمامیت ارضی تلقی میشود. تجربه نشان میدهد این شکافها در صورت ورود بستههای امنیتی–اقتصادی آمریکا یا تهدیدات مشترک جدید، قابلیت ترمیم سریع دارند. اما تکرار چنین حرف هایی افزایش بیاعتمادی را به آمریکا رقم خواهد زد.
فرصتی برای ایران
برای ایران، این رخداد بیش از آنکه صرفاً موضوعی تبلیغاتی باشد، یک پنجره روایی است. تهران میتواند بدون افتادن در دام قطبیسازی و تحریک کشورهای عربی، روایت «تهدید ایران» را به «تهدید پروژههای گسترشطلبانه اسرائیل علیه نظم منطقهای و اصل حاکمیت کشورها» منتقل کند. کلید این جابهجایی، تکیه بر زبان حقوق بینالملل، تمامیت ارضی و ثبات منطقه است. زبانی که برای افکار عمومی عربی قابلقبولتر از ادبیات ایدئولوژیک صرف است. همصدایی حداقلی بر سر اصول حاکمیت و عدم الحاق، میتواند هزینه همراستاسازی بیقیدوشرط با تلآویو را برای برخی دولتهای عربی بالا ببرد.
روزنامه خراسان
دیدگاه تان را بنویسید